![]() |
![]() |
|
| ادبیات داستانی |
|
دیگر از آن پرنده خیس
پرنده خسته خبری نیست کسی روی دیوار آنسوی پنجره با شتاب چیزی می نویسد و می رود اگر امروز کسی سراغم را گرفت بگو خانه نیست بگو رفته است شمال می خواهم به جنوب بیندیشم به ان پرنده خیس به آن پرنده خسته به خودم بیندیشم آیا میان این همه اتفاق؟ من از سر اتفاق زنده ام هنوز |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 13:38 توسط رها سعادت |
|
|
گاهی اوقات مجبورم
حقیقتی را در پس گریه های بی وقفه ام پنهان کنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 22:4 توسط رها سعادت |
|
|
با وجود چشمان تو،
مرا به الماس ستاره ها نیازی نیست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 0:31 توسط رها سعادت |
|
|
نگفتمت
وقتی خاموشم تو در مزن می خواهم به رواج رویا و عدالت آدمی بیندیشم! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 0:30 توسط رها سعادت |
|
|
امروز
دفن شدم درون چشمان خسته ات |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 0:50 توسط رها سعادت |
|
|
لبه ی تیز واژگان روی لبانت
سینه ام را می شکافد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 20:10 توسط رها سعادت |
|
|
براستی
چه کسی اینهمه در چشمان خسته ات مکرر می شود |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 20:10 توسط رها سعادت |
|
|
سلام به همه دوستهای وبلاگی ام
یکی از دوستهای من خدا بهش ی دختر کوچولو مامانی ناز داده بهش کمک کنید بتونه ی اسم خوشگل واسه اش انتخاب کنه؟ منتظر پیشنهادات خوشگل تون هستم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 20:3 توسط رها سعادت |
|
|
" اي دوست اين روزها با هر كه دوست مي شوم
احساس مي كنم آنقدر دوست بوده ايم
كه ديگر وقت خيانت است" نصرت رحماني |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 19:46 توسط رها سعادت |
|
|
امشب فهمیدم واسه خوشحال کردن من هیچ کس هیچی تو چنته اش نداره
پس دوست من واسه نشون دادن تنفر، کافی به سادگی از کنار دیگری رد بشی همین نه اینکه دل بشکنی روزی مب رسه که برای مردنت گریه می کنی اما نمی دونی کی مردی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:6 توسط رها سعادت |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
RSS
|